همین چند روز پیش حموم بودم. چند روز خیالم راحته حالا. عفت از آشپزخونه
دراومد کجا رفت؟ رفت حیاط. منیرم با آبکش
بزرگه دنبالش رفت. آب برنج داره میچیکه رو زمین؛ خاک بر سرت دختر! نگام نکرد رفت.
_گوساله قاب عکسو انداختی.
جواب نمیده منیر. با کونش زد قاب عکسمو کج کرد. نزدیک بود بیاُفته.
دوساله بود و بغل عفت. نه بیشتر داشت چون منصور بغل عفت بود. چه سبیلی داشتم من.
صدای تولههای منصور از حیاط بلند شد. کُرهخر همه چیزش برای من دردسره.
_ قرصتو خوردی؟
_ به تو چه؟ خوردم. برگرد حیاط بچهها رو خفهشون کن. سرسام گرفتم. به
اون کُلُفتم بگو تو حیاط یه چیزی بندازه رو سرش.
_ یکی هم بعد از ناهار داریا.
_ میخورم. دستتو بردار. زشته الان مهدی میآد.
_ مهدی خدمته، خدمت، رفته سربازی.
_ چرا داد میزنی لَوَند!؟
_ لَوَند اون مادر گور به گورته.
_ اگه بلند میشدم . . .
_ دیگه تموم شد آقا خان. جوش نزن برات بده. منصور که از سفر برگرده میبردت
یه دکتر خوب.
_چی؟
_ یه دکتر خوب.
_داد نزن لَوَند. منیر گَهه، خرابه. دختر خوب دختر خوب! کجاش خوبه؟ بره
بمیره.
_ چی شد باز مامان؟ داد نزن بابایی زشته!
_ منیره آقا خان! میگه صدات تا حیاط رفته. داد نزن. بچهها میترسن.
_ عفتم؛ این عکسو بذار عقبتر منیر نندازه. منیر با من بده. هی میآد
میره از قصد میزه به این عکس. نیست که میدونه من دوست دارم این عکسو هی میخواد
بندازدش. منیر دشمن منه. کی من حموم بودم عفت؟
_ حالا وقتش میبرمت حموم. جاتو عوض کنم؟
_ برو لَوَند؛ برو! دِ برو . . .
_ باز سگ شده.
_ چرا باز داد میزنه مامان؟ زشته همه شنیدن.
_چیکارش کنم؟ نترس در و همسایهم میدونن حالشو. برگرد حیاط بچهها نزنن
برنجو بریزن.
_ آوردم آشپزخونه. آخه این چه وضعشه؟ الان دیگه تو دِهَم این کارو نمیکنن.
_ عادته دیگه. هم آقا دوست داره هم خودم. دیگه جور دیگه نمیتونیم
مادر.
ترک داره شیشهش. شیشهش ترک داره. نه کثیفه. یقین این منیر لَوَند
انداخته زمین شکونده به منم نگفته لَوَند. منصور چتر من دستشه. چقدر با اون چتر میزد
سر بچهها تخم سگ. ببین دندونای عفت مثال خرگوش شده اون جور چادرو چسبیده. بچه رو
بچسب لَوَند. یا چادرو بگیر یا بچه رو. کیه بغلش؟ منیره یقین. منصور کنار من
وایساده تخم سگ. کجاس اینجا؟ دِهِه آ دِهِه. دِه عکس کجا بود آخه؟ مشهده یقین. صحن
شاه. آ مشهده. ببین منیر نبات دستشه. نباته؟
"رفتی سفر تو بیخبر از خونهی ما خاموش و سخته بیتو این . .
."
_ سرده . . .
_ خفه شو لَوَند.
"رفتی سفر تو بیخبر از ماتم دل جای تو غم شد همدم و . . ."
_ دستت نسوزه مادر. دستگیره زیر پاته. همهشم سوسن میخونه!
_ دکتره به منصور چی گفته بود؟
_ چی بگم مادر. سنشم زیاده خب. جوون که نیست که. گریه میکنی؟
_ گفت تموم میکنه؟
_ هِــع . . . نمک نریز اونقدر مادر. خوب نیس برات. آقا هم براش خیلی
بده.
_ پروانه پایینه؟
_ آره مادر. نمیدونم کجاس. یه کم دورش بچرخ غریبی نکنه. دلش میگیره
خب. منم که مادر شوهرم خب. آره پایین بود الان.
_ کو تا منصور آزاد شه. خاک تو اون سرش. آبرو نذاشته واسهمون. پروانه
دیشب میگفت چقدر از این زهرماریاشو ریخته تو مستراح؛ سیاه عینههو قیر.
_ برای آقا خوبه.
_ وای مامان! به آقا تریاک میدی؟
_ دردش کم میشه مادر. نمیدونستی؟
_ وای! چه کثافتیه زندگی ما! نون بندازم زیرش یا همینجوری؟
_ پروانه رو خیلی هواشو داشته باش. از من شکاره. تو باز باهاش همزبونی.
سه ماه خونهی پدرشوهر بالاخره شرمش میشه. بعدشم بیمَرده یه وقت از را در نره.
_وا! یعنی چی مامان؟ پروانه؟ اصلا و ابدا...
_ ای مادر...بیا تو برو کاهو خورد کن اونو بده من.
_ اون پسره دوست صمیمی منصوره هی میآد بهش سر میزنه. خودم با
منصورهزار بار دیدهمش.
_پس چرا احوال باباتو نمیپرسه راس راشو میگیره میره پایین؟ بچههارم
آنی میریزن تو حیاط. اصلآ منصور همه چیزش از اول خراب بود. آقا خیلی بهش بال و
پر داد. پسر بزرگ بود دیگه. اونم خوب گذاش تو کاسهش. بعدشم با اون زن گرفتنش.
خیلی دلم پره؛ خیلی.
_ پروانه ولی گمون نکنما! روش نمیشه بیاد بالا. وگرنه اینجوری نیست
به خدا. نمیدونم والله. البته بهشم میخورهها. پریشون که اوووووه دیگه عالم و
آدم میدونن. شایدم؛ چی بگم. دختره کثافت لجن!
_ سر برگاشو ببر. سیاه شده. ساقهشو بده مهیارت بخوره. دوست داره.
_نمیخواد. خورد میکنم میریزم توش. بچههای منصورم دوست دارن.
دعواشون میشه. آبغورهت کو؟ امسال غوره نخریدی.
بچهها تلوزیونو خراب کردهن. سالم بود اولش. هی اینور هی اونور. یه
جا بذار نشون بده خب. گرمم شد. نه گمونم خیس کردهم.
_عفت! عفت!
دیوثا همهشون یه کَپه ریش
دارن. نفتو مجانی میکنم؛ بیلاخ! مَرد گلسرخی بود که رفت. تموم شد دیگه، تموم شد.
_ چند سالته موشموشک؟
_ چند بار میپرسییییییییییییییییی؟ مامان! من چند سالمه؟
_ بگو چهار سالمه. باباجونو بوس کن. دس به صندلیش نزنیا!
_ داد نزن لَوَند. با کی هستی داد میزنی؟ منو بوس کرد. بوس بده.
بهرام منو بوس کرد.
_ اسمم مهیااااااااااره.
_ بابات کو؟
_ مامان! بابا کو؟
_ بیا تو آشپزخونه مامان من اینجام. بیا باباجونو اذیت نکن. بیا
مامان.
مهدی سَفَره، منصور سَفَره، همه سَفَرن. منصور خیلی اذیت کرد. چقدر
قرص! سفید، قرمز. باز صداشو زیاد کرد توله سگ. خوشگله. هیچ به منیر نکشیده. منیر
بچهم کون داره این هوا ولی پستون نداره خاک بر سر. عفتو . . . عفتو یادم نیست.
باز موشک زدن ویتنام. گور به گور بشه امریکا. مک کارتی نامرد بود؛ نامرد. بوی
غذاس. غذا نعمته، عشقه. این توله سگ چرا نمیره کنار از جلو تلوزیون. گلسرخی مرد
بود؛ مرد. اونا قاتل بودن. اینام قاتلن. اون کچل اگه ول نمیکرد بره سفر، مسکو الان
سرجاش بود. خیلی خیانت کرد. منصورم الان سفره. مرغ آسمونو میگرفتم میدادم دسش.
تو باسکول چه برو بیایی داشت از همون بچگی. سپرده بودم مثل شازدهها دورش بچرخن.
باسکول خیلی داشت برام گوش شیطون کر. همین خونهی تهران، خونهی مامازند، سه تا چاه
ده. چارِ دل. ده لو خشت چی میکرد وسط دست. برو و بیایی داشتم. نذاشتم منصور ندید
بدید باربیاد. گفتم بشین با خودم بخور که اگه جایی دیدی حوس نکنی. مَرد بود. جوان
رعنای جوان آراسته پیراسته. خیس کردهم. این لَوَندم نمیآد که. کتاب میخوندم که
هیچکس نمیخوند. مرد بودم؛ مرد. شازده احتجابو خریدم. وقت نبود بخونم خب. باسکول
رسیدگی داره. بچهبازی نیست که! به جاش فیلمشو صدهزار بار دیدم. سوار اسب سفید.
واااااااای بدن چیه، بگو بلور بارفتن! عفت چیه!؟ عفت گهه؛ گه. کار بلد نیست زیر
آدم. شازده مرد بود؛ مرد. ببین جنده خانوم با چادرچاقچور نشسته جلوی آخونده. صدا
به صدا نمیرسه. کم نمیکنه صداشو این تخم سگ. هیچ به منیر نکشیده. هی این برنامه،
اون برنامه، این برنامه، اون برنامه. سوخت رفت پیکارش. اینو از دست بچه بگیرید
لَوَندا. چی؟ سقوط یک امراپوری، امراتوری. ای تو روحتون. مردم تفریح میخوان. خلق
زحمتکش تنها دسترنجش را میخواهد نه بیشتر. آخه اینا چیه نشون میدی تف تو اون
ریشت. دهن تلخ. غذا . . .
_ ناهارت کو خانومم؟
_ دیگه آمادهس.
_ آقا رفت؟ گه به قبر بابات. آقا هست. تو زنی کردی؟ نکردی! شازده رو
دیده بودی؟ دست چپش تو سر من.
_ وای! چی میگه مامان؟ آبرومون رفت به قرآن!
_ چیکارش کنم؟
_ به خدا تو پیرخونه همه مثل آقان همه حرف همو میفهمن بد نمیگذره بهشون.
_ یه بارم گفتی گفتم زبونتو گاز بگیر. دیگه اصلآ هیچی. دیگه نگو. تمومش
کن دیگه. یعنی تو بگو یک لحظه من بذارم نداشتهم.
_ منصورم همینو میگه.
_ منصور گه خورد با اون زنِ . . . وا نکن دهن منو! باباته! چطو دلت میآد؟
میگن دختر سوگولی پدره. تو چرا دلت سنگ شده؟
_ وااااا! میبُری میدوزیا! کجا دلم سنگ شده؟ موند رو دلم حرفت.
باز سفره رو کج انداخته توله سگ. سفرهی من پهن بود. جمعیتی از دستم
نون خوردهن. الان باسکولدار تو کل جاده ورامین نیست که پادویی منو نکرده باشه. گُربهی
کورَن. کجان الان؟ الان من پادرد دارم نشستهم تو ارابه. کجان پس؟ کو؟ اوووووه.
دستگاهی داشتم بیا و ببین! ریخت. آبو زد ریخت. مادرت چی یادت داده؟ هیچی؟ عفت چه
چادرو سفت چسبیده لکنته! اصلآ معلوم نیست قیافهش. یقین بر و رو داشته. طیب باسکول
ما رو از خود میدونست. مرد بود؛ مرد. من طیبو دیدهم؟ تعریفشو ولی زیاد شنیدهم.
نه طیب یه بار اومد زد پُشتم گفت دادای باسکولدارایی! مرد بود؛ مرد. یقین خونهش
همین کوچهس. عفت اگه زن بود یه فسنجونی بارمیذاشت دعوتش میکردم. تختی مَرده؛
مرد.
_ دنبال چی میگردی مامان؟ دستگیره اینجاس.
_ دیسو نگردار برش گردونم.
_ وا! چرا این جوری شد؟ تفلون بخر مادر من.
_ جاهازمه. خراب شده دیگه.
_ از اولشم یادمه هردفه نون نمینداختیم میچسبید هی تو میگفتی نمیچسبه.
_ اولا نمیچسبید.
_ میشه آخه مگه؟
_ این آمریکایی اصله. اوووه اینو عفیفه از بازار سپه خریده بود برام.
_ خدا بیامرزه خاله رو. چقدر منو دوست داشت!
_ اون وقتا تفلون مفلون نبود که. تا چند سال برنجو برمیگردوندی مثل
ماه میافتاد تو دوری. ببر آقا الان هوار میزنه.
کت شلوارو حظ کن! نورالدین از خود نظرآباد پارچهشو برام آورد. همون
یه باسکول بود اونجا. اصل مقدم. کیانوری مرد بود؛ مرد. خیس کردم، خشک شد این
لَوَند نفهمید. برنجو نیگا! عینههو تاپاله وسط سفره. پادرد بد دردیه. عفت میگفت
کراوات نزن تو حرم؛ معصیت داره. ای تف به اون عقل ناقصت به حضرت عباس. منصور چرا
نیست؟ همه عقب و جلو رو اندختن بیرون اون وقت من یخم! چی میگه عفت مثل این خُلا؟
انگار میتونم بشینم سر سفره! خره؛ خر. بریز یه چیزی بده دستم دیگه. یخم؛ یخ.
"رفتی سفر تو بیخبر از خونهی ما خاموش و سخته بیتو این . .
."
_ مامان برام زیاد زیاد زیاد بریز زود بزرگ شم برم مدرسه.
یزد- چهارم دیماه نود- 1:35